عباس کیارستمی/ جاناتان رُزِنبام ، مهرناز سعیدوفا

14 تیر 1397


دانشجویان آمریکایی‌ام از کیارستمی الگو گرفته‌اند


#کتاب_امروز:
📘#عباس_کیارستمی/ جاناتان رُزِنبام ، مهرناز سعیدوفا

ABBAS KIAROSTAMI: A Dialogue Between the Authors (Mehrnaz Saeed-Vafa & Jonathan Rosenbaum)

✍️#مهدی_کاکولی:
درود! امروز در کلبه‌کتاب‌کلیدر به سراغ قفسه کتاب‌های هنری رفته و کتابی با عنوان «عباس کیارستمی» را برای معرفی انتخاب کردم. این کتاب نخست به زبان انگلیسی منتشر شده و در سال 1396 با افزودن چند مطلب به فارسی ترجمه شده که الان چاپ دومش مربوط به پاییز همان سال پیش رویم است. در مقدمه‌ای که مترجم نوشته، از «جاناتان رُزنبام» به عنوان یکی از شاخص‌ترین و مشهورترین منتقدان سینمایی و از «مهرناز سعیدوفا» به عنوان کارشناس و مدرس سینما نام برده شده است. اگر سن و سال نویسندگان هم برایتان جالب است جناب رُزنبام متولد 1943میلادی و خانم سعیدوفا زاده 1329خورشیدی هستند. کتاب، چهار بخش اصلی دارد. دو بخش را مولفان هرکدام به تنهایی درباره سینمای کیارستمی نوشته‌اند. یک فصل دیگر مکالمه‌ی مولفان با یکدیگر است. و فصل بعدی هم گفت‌و‌گو با عباس کیارستمی است که در چندنوبت بین سال‌های 1998 تا 2001 انجام شده. چند پیوست، به همراه فیلم‌شناسی کیارستمی و تعدادی تصویر هم بقیه صفحات کتاب را شامل می‌شوند.

 برایتان بخش جذابی را از نوشته‌های مهرناز سعیدوفا انتخاب کرده‌ام. با هم بخوانیم:

#چند_سطر_کتاب

کیارستمی هم مثل هر فیلم‌ساز جریان‌ساز دیگری  با واکنش‌های متفاوتی در کشورش مواجه شده است. برخی از ایرانی‌ها آثار او را غیر‌سینمایی و ژورنالیستی می‌دانند که توجهات بین‌المللی کسب‌شده‌اش هیچ ارزشی ندارد. خود کیارستمی سوگلی جشنواره‌های غربی توصیف شده که فیلم‌هایی برای مخاطبان خارجی می‌سازد و به همین دلیل هم آن‌ها اول او را کشف کرده‌اند؛ یا آدمی فرصت‌طلب و بزدل (فیلم‌هایش با کبریت بی‌خطر مقایسه شده‌اند). یکی از ایرانی‌ها به من گفت سهراب شهیدثالث، فیلم‌سازی که کیارستمی از روی دستش کپی کرده، بیشتر شایسته‌ی این توجهات است. از دید یکی دیگر بهرام بیضایی که سال‌های زیادی مجوز فیلم‌سازی نداشته بیشتر مستحق این جوایز بوده است. عده‌ای دیگر هم می‌گفتند دولت‌های فرانسه و ایران عمدا روی کیارستمی سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا جایزه‌های سیاسی‌اش تصویری خوب از ایران بسازد و کیارستمی هم در ازای به‌ دست آوردن شهرت، خودش را به دولت فروخته است. از دید این افراد، عوام از روی حماقت به یک بلاهت بین‌المللی تن داده‌اند که از کیارستمی بت ساخته است. آن هم در شرایطی که او در ایران برای انجام هرکاری دستش باز بوده؛ هم در استفاده از هرگونه تجهیزاتی که لازم داشته و هم در به‌کارگیری منابع "کانون" به قیمت محروم شدن عده‌ای دیگر که بیشتر از کیارستمی لیاقت استفاده از این منابع را داشته‌اند...

به نظرم فیلم‌سازان ایرانی باید قدردان کیارستمی باشند که سینمای ایران را در سراسر جهان شناساند و مسیر را برای فیلم‌سازان دیگر هموار کرد. فیلم‌سازانِ پیش از او و کارگردان‌هایی مثل شهیدثالث، امیر نادری، بیضایی و داریوش مهرجویی جایزه‌هایی در جشنواره‌های خارجی برده بودند اما هیچ‌کدام‌شان نتوانسته بودند در حد کیارستمی موفقیت یا شهرت مستمری داشته باشند. سینمای کیارستمی در دورانی که تصویر بدی از ایرانی‌ها در غرب ساخته شده بود، چهره‌ای انسانی و هنری از آن‌ها معرفی کرد. در دهه‌ی گذشته از صحبت درباره‌ی سینمای او با دانشجویانم و تماشاگران فیلم‌هایش در مرکز فیلم شیکاگو لذت زیادی برده‌ام و از این‌که آن‌ها تحت‌تاثیر سینمای کیارستمی قرار گرفته‌اند، به خود بالیده‌ام. تعداد زیادی از نسل دوم دانشجویان ایرانی-امریکایی به خاطر کیارستمی رو به فیلم‌سازی آورده‌اند. بسیاری از بهترین و موفق‌ترین دانشجویان امریکایی‌ام هم از فیلم‌های کیارستمی به عنوان الگویی برای آثار خود بهره برده‌اند. چه‌طور می‌توان این محبوبیت و موفقیت را به حساب توهم توطئه‌ی بین دولت‌ها یا بلاهت منتقدان گذاشت؟ 
ص53و54


📘#عباس_کیارستمی
🔹#جاناتان_رزنبام ، #مهرناز_سعیدوفا
🔹ترجمه: #یحیی_نطنزی
🔹#نشر_چشمه
🔹174صفحه/ قطع وزیری/ چاپ دوم1396/ 16هزارتومان

@KLIDAR

🔘زمانی که ایده‌ی ترجمه‌ی کتاب مطرح شد عباس کیارستمی هنوز قربانی قصور پزشکی نشده بود و امید داشتیم بتوانیم بعد از انتشار آن در مراسمی با حضور خودش از نسخه‌ی فارسی رونمایی کنیم، اما سرنوشت جور دیگری رقم خورد./ یحیی نطنزی، مترجم کتاب



دیدگاه های شما