عشق و ژلاتو

11 خرداد 1399


#کتاب_امروز:
📒 #عشق_و_ژلاتو
#جنا_اوانس_ولچ

تا به حال روزهای بد داشته‌ای، نه؟ می‌دانی، از آن روزهایی که ساعتت زنگ نمی‌زند، نان تست عملا می‌سوزد و خیلی دیر یادت می‌افتد که همه‌ی لباس‌هایت توی ماشین لباس‌شویی خیس است....
خب گاهی روزهای بد زندگی، فراتر از سوختن نان و لباس‌های خیس هستند. و "لینا" خیلی زود متوجه این نکته می‌شود.

لینا، تابستان خود را در توسکانی می‌گذراند، اما حوصله‌ی طلوع آفتاب زیبا و چشم‌انداز افسانه‌ای در ایتالیا را ندارد. علت اصلی رفتنش به ایتالیا، برآوردن آرزوی مادرش به هنگام مرگ بود که به ایتالیا برود و با پدرش آشنا شود. اما چگونه است که پدری شانزده‌ سال دور از فرزندش باشد؟ تمام چیزی که لینا می‌خواهد برگشتن به خانه است.
اما، دفترچه‌ای به دست لینا می‌رسد که مادرش در زمان حیاتش در ایتالیا نوشته بود. او به یک‌باره از دنیایی از عشق‌های پنهانی پرده برمی‌دارد. دنیایی که به لینا الهام می‌بخشد تا جا پای مادرش بگذارد و رازی طولانی را آشکار کند. رازی که تمام آنچه او درباره‌ی پدر و مادرش و حتی خودش می‌دانسته، دگرگون می‌کند...

◀️ #چند_سطر_کتاب

نوشتن وقایع روزانه، به نوعی کار مورد علاقه مادرم بود. چند بار در سال برای خریدن یکی از دفترهای حجیم طراحی از کتابفروشی مورد علاقه‌مان در مرکز شهر سیاتل، ولخرجی می‌کرد و بعد ماه‌ها مشغول پر کردن آن با وقایع زندگی‌اش می‌شد: عکس‌ها، خاطره‌ها، لیست خرید، ایده برای عکاسی، پاکت‌های قدیمی کچاپ.... هرچیزی که فکرش را بکنید.
ص54

📗عشق و ژلاتو، جنا اوانس ولچ، مترجم: #مینا_عابدی #نشر_کوله_پشتی، 336صفحه، چاپ اول1398، قیمت: 45هزارتومان
#رمان_خارجی #یانگ_ادالت

کلبه کتاب کلیدر/ نیشابور/ کتابفروشی

▫️ t.me/klidar ▫️imstagram.com/instaklidar ▫️ klidar.ir



دیدگاه های شما