پیدات کردم

14 تیر 1399



✍️ کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #روح‌انگیز_روح‌بخش:

اتفاقاتی که توی این داستان می‌افته به چند زندگی مرتبط هست.
داستان اول با شخصیتی به نام آلیس شروع میشه که کنار ساحل شهر رایدینگ‌‌هوس با سه تا فرزندش زندگی می‌‌کنه.
آلیس در این شهر نقش زنی مرموز و ترسناک رو بازی کرده و فقط یک دوست به نام دری دانیز داره.
یک روز صبح که پرده رو کنار میزنه تا ساحل رو تماشا کنه متوجه یک آقا میشه که توی هوای سرد و بارونی با یک تی‌‌شرت تو ساحل نشسته و این بهانه‌‌ای میشه تا آلیس وقتی برای گردش سگ‌‌هاش به بیرون میره برای فرد ناشناس لباس گرمی ببره.
وقتی ماجرا رو برای دری تعریف می‌‌کنه اون از آلیس می‌‌خواد که خودش رو قاطی این مسئله نکنه اما آلیس از روی اخلاق انسان‌‌‌دوستانه اون مرد بی‌‌هویت رو به خونه‌‌اش پناه میده.

و اما داستان دوم داستان یک زوج هست که فقط ده روزه به خونه مشترکشون رفتن و مرد خونه یک روز می‌ره سرکار و برنمی‌گرده. بدون اطلاع!
احتمالا این داستان‌‌ها به  هم ربط دارن ولی داستان سوم رو پیشنهاد می‌‌کنم خودتون دنبال کنین تا از ریز‌‌‌‌ و‌‌ درشت ماجرا باخبر بشین چون من خیلی خلاصه و کوتاه واستون نوشتم و داستان جذاب‌‌رو واسه خودم نگه داشتم.😊

◀️ چند سطر کتاب

راس می‌‌گوید: «فکر کنم ساکن این اتاق همین اواخر اینجا رو ترک کرده و وسایل شخصی زیادی رو هم با خودش برده.»
«منظورت چیه؟»
«به نظر می‌‌رسه که چندتا کشوی کمد خالی شدن، ببین. اینجا یک جعبه جواهر خالی و یک کشوی خالی مدارک وجود داره.»
پرده کرکره‌ای دو پنجره‌‌ی اتاق کنار زده شده‌‌اند و روشنی روز در حال محو شدن است. لیلی متوجه می‌‌شود که راس به ساعت موبایلش نگاهی می‌‌اندازد.
مأموریتشان موفقیت‌‌آمیز نبود.
ص271

📗پیدات کردم، لیزا جوئل، مترجم: #نسرین_حیدری، #نشر_کوله_پشتی، 390صفحه، چاپ اول 1398، قیمت: 49هزارتومان
# رمان_خارجی

عنوان اصلی: I found you
نویسنده: #Jewel_Lisa

@klidarnews



دیدگاه های شما