ناکدبانو

17 تیر 1399


 

سامانتا وکیل باهوش و فعال، همیشه در استرس، به خودش اجازه نمیده حتی یک ساعت استراحت کنه. تمام توان و تلاش رو گذاشته تا بتونه سهامدار شرکتشون بشه و ذره ذره‌ی انرژیشو گذاشته تا هیچ اشتباهی مرتکب نشه.

درست روزی که قراره اعلام کنن سامانتا جزو سهام‌داران شرکت شده یا نه، متوجه میشه که اشتباه وحشتناکی مرتکب شده. اما سامانتا که همیشه بی‌نقص بوده، حالا نمی‌دونه چطور اشتباهشو جبران کنه و دست به کاری می‌زنه که ....

نویسنده تلاش می‌کنه تا تعادلی بین کار و روابط شخصی برقرار کنه، اما انگار شخصیت داستان بیش از این‌ها استرس داره، پس شاید بد نباشه یه استراحتی بهش بده.
ناکدبانو، داستانی روان و ساده، در عین حال جذاب و پرکششه. یک طنز اجتماعی انگلیسی، البته نه در حد جوجو مویز😉

◀️ چند سطر کتاب

مایا داره با صدای آرومش میگه: «ریلکس باش. تصور کن کنار ساحل دریا داری راه میری.»
آروم می‌گم: «اوهوم...»
تایپ می‌کنم: دیوید، نظر به قرارداد نفتی ZFN، اصلاحیه‌ها رو خوندم، فکر می‌کنم جوابمون باید این باشه که...
«داری چی کار می‌کنی؟» یهو، حواس مایا جمع شده.
می‌گم: «هیچی!» و سریع، بلک‌بری رو زیر حوله قایم می‌کنم. «فقط دارم...امم... ریلکس می‌کنم.»
با ناباوری میگه: «داری یه چیزی رو قایم می‌کنی؟»
«نه!»
از زیر حوله، صدای بیب بیب بلک‌بری شنیده میشه. لعنتی.
سعی می‌کنم عادی به نظر برسم. «فکر کنم صدای یه ماشین بود، بیرون توی خیابون.»
مایا چشم‌هاشو تنگ می‌کنه.
با یه حالت تهدید آمیز میگه: «سامانتا تو یه وسیله‌ی الکترونیکی اون زیر داری؟»
یه احساسی بهم میگه اگه اعتراف نکنم، ممکنه حوله رو از تنم بکشه.
ص 12

📗ناکدبانو، سوفی کینسلا، مترجم: #روناک_احمدی_آهنگر، #نشر_نون، 384صفحه، چاپ اول1399، قیمت: 65هزارتومان
# رمان_خارجی

عنوان اصلی: The Undomestic Goddess
نویسنده: #Sophie_Kinsella

 



دیدگاه های شما