کابوک

03 اسفند 1396


کابوک به معنی لانه پرنده نوشته جاش ملرمن نویسنده آمریکایی هست که چند کتاب دیگه هم به رشته تحریر در آورده و جز نویسندگی، خواننده یک گروه راک هم هست.
کتاب کابوک یک رمان پساآخرالزمانی محسوب می‌شه و شخصیت اصلی داستان زنی به نام مالوری هست. این رمان در چند زمان مختلف روایت می‌شه. گاهی در زمان حال و گاهی به قبل از شروع مشکل برمی‌گرده. کدوم مشکل؟ خب راستش کسی نمی‌دونه. چیزی باعث می‌شه افراد به جنون برسن. همه‌ی اونهایی که دچار این مشکل شدن قبلش چیزی رو دیدن. انگار به مارهای مدوزا نگاه کرده باشی، اما در عوض سنگ شدن دچار جنون می‌شی.

آدم‌ها در مواجه با مشکل عکس‌العمل‌های مختلفی نشون می‌دن و هرکس ظرفیتی روحی مخصوص به خودش رو داره. این‌که در شرایط هرج و مرج و آشفتگی زندگی کنی، هرکسی رو وادار به یک نوع برخورد می‌کنه. مالوری و دوستانش در یک پناهگاه جمع شدن و سعی دارن هرجور شده از این بلا جون به در ببرن، اما چرا الان مالوری تنهاست و با دوتا بچه کجا داره می‌ره؟ یعنی با چشمای بسته می‌تونن به سلامت برسن؟زندگی در دنیایی که نتونی دیگه هیچ وقت رنگ آسمون رو ببینی چه حسی داره؟

چند سطر کتاب 

با خود فکر می‌کند؛ چهار سال! و می‌خواهد مشتش را بکوبد به دیوار.
می‌داند که این چهار سال به راحتی می‌تواند تبدیل به هشت سال شود و از هشت هم سریع به دوازده برسد. آن وقت دیگر بچه‌ها بزرگ شده‌اند؛ نوجوان‌هایی که هرگز رنگ آسمان را ندیده‌اند و هرگز از پنجره هم به بیرون نگاه نکرده‌اند. آن وقت دوازده سال زندگی همچون یک گوساله، با ذهن آن‌ها چه خواهد کرد؟ وقتی ابرهای آسمان غیرواقعی می‌شوند و تنها جایی که آنها همیشه احساس راحتی می‌کنند، پشت پارچه‌ی سیاه چشم بندهایشان است؟
آب دهانش را قورت می‌دهد و به این فکر می‌کند که بچه‌ها را تا سنین نوجوانی به تنهایی بزرگ کند.
از پس این کار برمی‌آید؟ می‌تواند ده سال دیگر هم از آنها مراقبت کند؟
ص 17

کابوک/ جاش ملرمن/مترجم: دیاکو ابراهیمی/نشر باژ/ رقعی/ شومیز/ 382 صفحه/ 25500 تومان



دیدگاه های شما