/ بلقیس سلیمانی/ معرفی کتاب/ من از گورانی ها می ترسم

04 اردیبهشت 1397


چند سطر کتاب

#کتاب_امروز 

📒 #من_از_گورانی‌ها_می‌ترسم
📕 #بلقیس_سلیمانی
📗 #نشر_چشمه

📚 @klidar 

دکتر انگار متوجه شده که می‌پرسد: «چرا نمی‌نشینی؟»
می‌گویم: «راحتم.»
می‌گوید: «راحت که نیستی. نکنه می‌ترسی؟»
می‌گویم: «از چی؟»
می‌گوید: «نمی‌دونم. از حرف مردم.»
می‌گویم: «یعنی نباید بترسم؟»
می‌گوید: «نه. ما دیگه خطری برای بهداشت اخلاقی جامعه نداریم.»
می‌گویم: «شما این‌طور فکر می‌کنین؟»
می‌گوید: «صد درصد.»
می‌نشینم روی سنگ سفیدی که رو به روی دکتر است و احتمالا دکتر به خاطر من روی آن سنگ دیگر نشسته است. احتمالا انتظار داشته من از همان اول روی آن می‌نشستم.
چی می‌شد اگر دعوتش را قبول می‌کردم و یک روز صبح، صبحانه را با او می‌خوردم؟ چرا نباید این کار را بکنم؟ از چی می‌ترسم؟ چرا این ترس لعنتی ولم نمی‌کند؟ مگر نه این‌که حالا آزادم؟ مگر نه این‌که حالا برای بهداشت اخلاقی جامعه خطری ندارم؟ از اول هم خطری نداشتم. زن‌های زشت، زن‌های معمولی، هیچ‌وقت برای جامعه خطر ندارند.
ص49

#کامنت/ #مهرنوش:

چرا من انقدر کارهای بلقیس سلیمانی رو دوست دارم؟ شاید چون می‌تونه توی یک کتاب کوچیک، کلی حرف جا بده، شخصیت‌ها رو حسابی بپردازه، حس نوستالژی در آدم ایجاد کنه، خواننده رو با غم و شادی و درگیری‌های شخصیت پیش ببره و وادارش کنه بعضی جاها فحش بده! 

شاید بعضی‌ها کارهای بلقیس سلیمانی رو "زنانه" بدونن، من هم قبلا همچین برداشتی داشتم، اما الان می‌بینم که علی‌رغم وجود شخصیت اصلی با جنسیت زن، همچنان داستان‌هاش پر از شخصیت‌های مختلف مرد و زن هستن که هر کدوم یک عضو اصلی داستان رو تشکیل می‌دن، مثل دست‌ها و پاها و سر که نمی‌شه هیچ‌کدوم رو در بدن نادیده گرفت.

"من از گورانی‌ها می‌ترسم" روایت زنی مطلقه است که در دوران میانسالی قرار داره و طبق یک قرار با بقیه خواهرها و برادرها هرکدوم دو ماه به شهرشون برمی‌گردن و پیش پدر و مادر پیر و بیمارشون می‌مونن. فرنگیس، با این‌که سال‌ها در تهران زندگی کرده و قید خیلی چیزها رو زده، اما بازگشت به شهرشون و موندن در محیط کوچیک، اون رو دوباره در بند تفکرات قدیمی اون جامعه گرفتار می‌کنه. البته خودش هم هیچ‌وقت آدمی نبوده که چندان راحت بتونه حقش رو از دیگران بگیره یا از خودش دفاع کنه.

این کتاب هم مثل کارهای دیگه‌ی این نویسنده، شجاعانه به برخی نکات اشاره می‌کنه، که آدم حس می‌کنه در زمان حال و در یک دنیای واقعی رخ می‌دن نه یک دنیای فانتزی که دوستان سانسورچی تصور می‌کنن!

📙 من از گورانی‌ها می‌ترسم/ بلقیس سلیمانی/ نشر چشمه/ رقعی/ شومیز/208 صفحه/ 13000تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

@KLIDAR



دیدگاه های شما