آن مادران، این دختران/ بلقیس سلیمانی

09 خرداد 1397


وقتی آنا گفت نمی‌خواهد برده جنسی باشد، نزدیک بود غش کند!
 

 

#کتاب_امروز 

📕 #آن_مادران_این_دختران
📗 #بلقیس_سلیمانی
📘 #نشر_ققنوس

@KLIDAR

کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده:
«آن مادران، این دختران» کتاب جدید «بلقیس سلیمانی» هست. خانم سلیمانی در مصاحبه با خبرگزاری ایبنا گفتن که این کتاب شبیه کارهای قبلیشون، «مارون» و «شب طاهره»، سیاسی نیست و ژانری اجتماعی داره. داستان‌های خانم سلیمانی نه سیر نزولی دارن نه صعودی. از همون اول، داستان خوب شروع می‌شه و هرچه خواننده خط‌به‌خط جلوتر می‌ره تشنه و تشنه‌تر می‌شه برای ادامه‌ی داستان. 

"ثریا" شخصیت اصلی کتاب، اهل گورانه. در حالی که سه ماهه بارداره همسرش رو  از دست می‌ده. بدگمان‌بودن به بیوه‌زن‌ها، توهین به اون‌ها، طعمه بودن برای مردای زن‌وبچه‌دار و پیرمرد‌ا، بدگویی و فضولی درباره‌ی دیگران، تموم این‌ها رو به گوران به منطقه‌ای که خودش به اونجا تعلق داره اختصاص داده تا بتونه راحت سرزنششون کنه. درحالی که خواننده می‌دونه اخلاق و رفتاری که اهالی گوران دارن فقط مخصوص گوران نیست. 

حالا بعد سی‌وخورده‌ای سال از مرگ همسرش با دخترش "آنا" توی تهران زندگی می‌کنن. ثریا درگیر نوشتن پایان‌نامه‌ی ارشد و آنا درگیر دست‌فروشی توی مترو. آنا تکلیفش با خودش مشخص نیست. ثریا از سرطانی که پشت سر گذاشته می‌گه و به مردایی که یه‌ روزی پسشون زده فکر می‌کنه. یکی از نکات مثبت داستان‌های خانوم سلیمانی همینه که تک‌تک شخصیت‌های داستان‌رو جلوی چشم خواننده لخت می‌کنه هرچی هستن و بودن بی‌پروا می‌گه.

نکته‌ی مثبت دیگه‌ی کتاب، صحبت درباره‌ی دغدغه‌های "بدن" زن‌هاست. ثریا، پایان‌نامه فلسفه‌اش رو ‌به بدن اختصاص داده و لابه‌لای داستان در مورد دوست داشتن بدن و یا آزار دادن اون صحبت می‌کنه، مثل کوبیدن به صورت توی عزاداری‌ها، گرسنگی دادن به شکم و تتو.

موضوع دیگه‌ای که داستان‌رو جذاب‌تر می‌کنه، تفاوت بین نسل‌هاست. نسل ثریا با فرهنگ منطقه‌یِ دورافتاده‌ی گوران و نسل آنا با فرهنگ امروزه‌ی تهران. مقابله‌ی ثریا با -به‌قول خودش- نسل سرکش و گستاخ آنا، موضوعاتی رو برای هر دو نفر پیش ‌میاره که هم می‌تونه خنده روی لب خواننده بنشونه و هم اشکشو دربیاره. 


◀️ #چند_سطر_کتاب  

یکی از دلایلی که موضوع رساله‌اش را بررسی آرای مرلوپونتی دربارۀ بدن انتخاب کرد همین گپ‌و‌گفت‌ها بود. همکارهایش خیلی راحت از بدن و از اعمال زناشویی‌شان حرف می‌زدند. محال بود کسی عادت ماهانه باشد و دیگران را از موضوع مطلع نکند، گاهی با خنده و شوخی از این جور حرف‌ها می‌زدند، گاه با اکراه و انکار، انکار زنانگی‌شان و بدنشان. مثلا وقتی از دردسرهای عادت ماهانه و بچه‌داری حرف می‌زدند، می‌گفتند سگ بشی، زن نشی، یا سگ بشی، مادر نشی، یا زنیم دیگر.
خودش در این زمینه حرفی برای گفتن نداشت و ندارد. همۀ همکارانش می‌دانند تجربۀ زناشویی کوتاهی داشته، برای همین پاپیچش نمی‌شوند، بشوند هم او حرفی برای گفتن ندارد. با اکبر بود و حامله شد، چون زنش بود، چون می‌خواست سروسامانی بگیرد و شوهری داشته باشد. وقتی اولین بار از یکی از همکارانش شنید زن در عمل زناشویی باید برای حق و حقوقش بجنگد، خشکش زد. و بعدها وقتی آنا گفت نمی‌خواهد با مهرداد زندگی کند، چون از این زندگی لدت نمی‌برد، چون نمی‌خواهد برده جنسی باشد، نزدیک بود غش کند.
ص99


🔹 آن مادران، این دختران/ بلقیس سلیمانی/ نشر ققنوس/ رقعی/ شومیز/ 232 صفحه/ قیمت: 18000 تومان

@KLIDAR

 



دیدگاه های شما