تعطیلات بی‌دغدغه ▪️ دیوید سداریس

23 آبان 1397


#کتاب_امروز:

📙تعطیلات بی‌دغدغه
▪️#دیوید_سداریس

«هیچ‌کس نمی‌تواند مثل دیوید سداریس خنده‌دار یا از روی قصد، مهمل بنویسد.»
کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهدی_کاکولی: داشتم فکر می‌کردم اگر نوشته‌های طنز را دسته‌بندی کنیم برای طنزِ دیوید سداریس دقیقا چه اسمی می‌شود گذاشت که جمله‌ی روی جلد کتاب را دیدم: یک مهمل‌نویس! البته با بار مثبت. مهمل‌نویسی که عمدا اینجوری می‌نویسد و همین هم موجب سبک خاص و دوست‌داشتنی داستان‌هایش می‌شود.
تعطیلات بی‌دغدغه دوازده داستان دارد که همگی به نوعی به کریسمس و تعطیلات ربط دارند اما هر داستان، مستقل است. پیشنهاد می‌کنم کتاب را از آخر به اول بخوانید یا دستِ‌کم داستان اول را آخر بخوانید. (داستان اول خیلی کش‌دار و تاحدودی خسته‌کننده بود.) سداریس با لاقیدی تمام با همه چیز شوخی می‌کند و خوشبختانه گویا ممیزان محترم وزارت ارشاد هم خیلی سخت نگرفته‌اند و اجازه داده‌اند دری‌وری‌های او را بخوانیم و بخندیم. در یک داستان، بدجور به مسیح و معجزاتش گیر می‌دهد و در جایی دیگر فهرستی از نوشیدنی‌ها آمده که قبلا به جای همه‌شان «دوغ» می‌گذاشتند!😁 برویم و چند سطر از این کتاب را بخوانیم. 


◀️ #چند_سطر_کتاب 

امیدوار بودم در گشت و گذارهایم پس از تاریکی شاهد قتلی باشم اما همسایگانمان بیشتر وقت را در اتاق نشیمنِ خانه‌شان به تماشای تلویزیون می‌نشستند. تنها جایی که به نظر واقعا متفاوت می‌رسید خانه‌ای متعلق به مردی به نام آقای تامکی بود، که به تلویزیون اعتقاد نداشت. این قضیه را دوست مادرم برایمان گفت، که در یک بعدازظهر با سبدی پر از بامیه‌ی سبز آمد سری به ما بزند. آن زن اصلا ابراز عقیده نمی‌کرد _ فقط اطلاعاتش را ارائه می‌داد و می‌گذاشت شنونده هر نتیجه‌ای را که می‌خواهد از آن بگیرد. اگر مادرم گفته بود: "این عجیب و غریب‌ترین چیزی است که در عمرم شنیده‌ام" فکر می‌کنم دوستش تایید می‌کرد، و اگر هم می‌گفت "هزار آفرین به آقای تامکی" دوستش احتمالا باز هم موافقت می‌کرد. 
اینکه کسی بگوید به تلویزیون اعتقاد ندارد با اینکه بگوید به آن علاقه‌ای ندارد متفاوت بود. اعتقاد تلویحا به این معنی بود که تلویزیون نقشه و برنامه‌ی مدونی دارد و شخص مخالف آن است. ضمنا نشان می‌داد که آن شخص احتمالا زیادی فکر می‌کند. وقتی مادرم خبر داد که آقای تامکی به تلویزیون اعتقاد ندارد، پدرم گفت: "خب، خوش به حالش. من هم مطمئن نیستم بهش اعتقاد داشته باشم."
مادرم گفت: "من هم دقیقا همین حس رو دارم" و بعد پدر و مادرم اخبار را تماشا کردند، و بعد هم هرچه که بعد از اخبار پخش می‌شد. ص134

عنوان اصلی: Holidays on ice with six new stories
نویسنده: #David_Sedaris

📙تعطیلات بی دغدغه/ دیوید سداریس/ ترجمه: #میلاد_زکریا/ #نشر_کتاب_پارسه/ چاپ اول1397 /168صفحه/ 20هزارتومان

 



دیدگاه های شما