طلوع صحرا/ نویسنده: واریس دیری

07 آذر 1397


#کتاب_امروز:

📙 #طلوع_صحرا
 #واریس_دیری #Waris_Dirie

📚 @klidar

کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری:
از ختنه زنان چیزی می‌دونین؟ بعضی‌ها حتی به گوششون هم نخورده. در این عمل که بیشتر بدون بیهوشی و بی‌حسی انجام میشه، بخش‌هایی از آلت تناسلی زنان بریده میشه. جالبه بدونید در ایران هم موضوع جدیدی نیست. بیشتر در چهار استان هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی این عمل انجام میشه. چرا از این موضوع کمتر صحبت میشه؟ چون جزو امور تابو قرار داره و بیشتر دولت‌ها بد میدونن راجع به وجود این مسائل صحبت کنن!

واریس دیری رو می‌شناسین؟ مدل و مانکن سومالیایی‌تبار. در پنج سالگی در صحرا ختنه میشه. در صحرایی که این عمل وحشیانه باعث عفونت شدید خیلی‌ها میشده و سرانجام مرگ... اما به گفته خود واریس بی‌سوادهای صحرا این کار را برای پاکی زن‌ها انجام میدن، تا به نجابت برسن. در کتاب «گل صحرا» تصمیم میگیره راجع‌به ختنه شدنش صحبت کنه. درباره ازدواجِ زوری که منجر به فرارش از سومالی میشه.

حالا واریس شده سخنگوی سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان. بعد از بیست سال تصمیم می‌گیره به سومالی بره و خانواده‌اش رو پیدا کنه. اما مطمئنا رفتن به کشورِ در حال جنگی مثل سومالی که بدترین شرایط اقتصادی و سیاسی رو طی می‌کرده کار آسونی نبوده...
تمام این اتفاقات رو از این سفر پر فراز و نشیبش در «طلوع صحرا» می‌نویسه. واریس در کنار نشون دادن اوضاع نابسامان کشورش، از تبعیضی حرف میزنه که در نیویورک کمتر اون رو حس می‌کرده. از زن‌های سومالی که صدایی ندارن...

 


◀️ #چند_سطر_کتاب

 

دلم می‌خواست پدرم مرا ببیند. می‌خواستم به صورت دخترش نگاه کند. همه‌ی دنیا چهره‌ی مرا دیده بودند. عکاسان و مجلات پول‌های زیادی پرداخت می‌کردند تا فقط از صورتم عکس بگیرند. بعید می‌دانم پدرم حتی بداند دخترش چه شکلی است. وقتی دختر کوچکی بودم، همه‌ی توجه پدرم به پسرهایش بود. وظیفه‌ی دخترها هم این بود که چای بیاورند و فورا بروند. هیچ‌وقت نباید با مردی حرف می‌زدم مگر اینکه آن‌ها مرا مورد خطاب قرار می‌دادند. وقتی بزرگترها با هم صحبت می‌کردند، به‌ندرت به من اجازه می‌دادند تا کنارشان بنشینم. حالا جایی زندگی می‌کنم که مردان و زنان در یک مکان مستقیما با هم در ارتباطند و با هم صحبت می‌کنند. از دید من این موضوع هیچ اشکالی ندارد و قرار نیست با انجام این کار اتفاق بدی برایم بیفتد. 
به محض این‌که به سنی رسیدم که می‌توانستم ظرف شیر را حمل کنم، مادرم به من یاد داد: «وقتی با پدرت صحبت می‌کنی سرت را پایین بینداز.»
من هم به چشمان مادرم نگاه کردم و گفتم: «چرا؟»
ـ چون بد است، عِیب است...
ص93

🔶 طلوع صحرا/ واریس دیری، ژان دام/ مترجم: #مریم_سعادتمند_بحری/ #نشر_مروارید/ چاپ اول 1397/ 269صفحه/ قیمت: 30هزارتومان

عنوان اصلی: Desert dawn
اینستاگرام نویسنده: instagram.com/waris.dirie
 



دیدگاه های شما