کافه پولشری/ آلن وتز

19 آذر 1397


#کتاب_امروز:
📓 #کافه_پولشری / #آلن_وتز

📚@klidar

▫️کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #مهدی_کاکولی: دیروز همکارم همین‌جا یه نمایشنامه معرفی کرد که... بگذریم! امروز قراره بازم یک نمایشنامه داشته باشیم. "کافه پولشری" یه کتاب کوچولوی 24صفحه‌ایه. البته خودِ متن نمایش 18صفحه بیشتر نیست. میشه توی یک ربع بخونیش. به محض اینکه تموم می‌شه هوس می‌کنی یه‌‌‌بار دیگه هم بخونیش. کل نمایش، یک شخصیت داره که خانم پولشریِ کافه‌دار هست و تمام متن هم یک مونولوگه. یک خطابه‌ی طولانی در کافه‌ای خالی از مشتری. 
توی همین هیجده صفحه، تمامِ زندگی این زن مرور میشه و احساسات و دغدغه‌هاش بیان میشن و سرآخر هم با یک ضربه نهایی، و بعد، خروج زن از کافه، نمایش تموم میشه. 
می‌تونم بگم عالی است. یک نفس بخونین و لذت ببرین. اون قدر سطرهای قشنگ داشت که موندم کدوم یکی رو انتخاب کنم. سه بخش کوتاه رو براتون میارم. ضمنا همینجا از «جعفر پوینده» که این نمایش رو در نیشابور با بازی «سحر زعفرانیه» به روی صحنه برد و موجب شد کتابش رو بخونم تشکر می‌کنم.👍


◀️ #چند_سطر_کتاب 

اسم شعر اولمو گذاشتم «تخم مرغ». این طوری تموم می‌شد: «پایانِ بیهودگی نیز چیزی جز بیهودگی نیست.» از این پایان خوشم می‌اومد. اما وقتی شعره رو دادم دیگرون بخونن، بِهِم گفتن این پایان مالِ خودم نیست! می‌تونم قسم بخورم که شعره رو تنهایی نوشتم، تنهای تنها.

ا*ا

عشق اون‌قدر سریع می‌گذره که آدم بهتره ازش یادداشت برداره، واسه چندسال بعد که شاید دیگه چیزی ازش یادت نمونده باشه. آدم‌هایی که عشق‌شونو انکار می‌کنن، سریع‌تر از دیگرون پیر می‌شن. مثِ نوجوونیه. مردم عوضِ این که سعی کنن نوجوون باقی بمونن، همه کار می‌کنن تا جوون به نظر بیان، با نهایتِ جدیت. بعدش تعجب می‌کنن که دیگرون باهاشون مثِ پیرپاتال‌ها رفتار می‌کنن.

ا*ا

اگه عشق و لذت رو توی کلّه‌ی بچه‌ها فرو می‌کردن عوضِ این که مدام تو گوش‌شون بخونن: «باید تو زندگی موفق شد؛ پول خوشبختی میاره؛ کار بزرگیِ مَرده» و همه‌ی این دستورهای بدردنخور، خب اون وقت بچه‌ها بیشتر شاعر می‌شدن تا پلیس ضدشورش. به‌هر‌حال، قشنگ‌تره که آدم گیتار بزنه، تا این که چماق بکشه؛ نه؟


عنوان اصلی: Chez Pulcherie
نویسنده: #Alain_Vettese

🔹کافه پولشری/ آلن وتز/ ترجمه: #اصغر_نوری/ #نشر_نیلا/ 24صفحه/ قطع پالتویی/ چاپ سوم1394/ قیمت: 2هزارتومان

📌این نمایش در تهران هم با کارگردانی و بازی «الهام پاوه نژاد» اجرا شده و  توی بابل هم به روی صحنه رفته. یه کانال هم دارن که اگه خواستین سری بزنین و عکساشو ببینین. اینجا

 



دیدگاه های شما