محاکمه اندرسون ویل

04 اسفند 1397



"محاکمه‌ی اندرسون ویل" بر اساس ماجرایی واقعی در تاریخ ایالات متحده آمریکا نوشته شده. پس از انتخاب آّبراهام لینکلن، ایالت‌های جنوبی اعلام کردند که دیگه جزو این کشور نیستند و در مجموعه یازده ایالات تجزیه‌طلب با هم  کنفدراسیون رو تشکیل دادند. سروان هنری ویرز که رئیس یک کمپ زندانیان در بخش کنفدراسیون بود،  پس از پایان جنگ، به دلیل جرایم جنگی و کشتن هزاران سرباز اتحادیه (در نمایشنامه به عدد 40 هزار اشاره می‌شه) محاکمه و اعدام شد.

این کتاب محاکمه‌ای رو به تصویر کشیده که در اون اتهامات ویرز مطرح می‌شن و تلاش دارن به نحوی اون رو محکوم کنند. دفاعیه و همین‌طور صحبت‌های خود ویرز در این کتاب، باعث می‌شه آدم این سوال رو از خودش بپرسه که مسئولیت آدم در موقع بحران چیه؟ وقتی اتفاقی رخ می‌ده می‌تونیم به راحتی انگشت اتهام رو به طرف یه نفر بگیریم و بگیم خودشه، همه چیز فقط و فقط تقصیر این آدمه؟! خود ما چی؟ وقتی در دورانی زندگی می‌کنیم که افراد زیادی به کمک نیاز دارن، می‌تونیم خودمون رو به اون راه بزنیم و بگیم به هر حال کاری از دست ما بر نمیاد؟ یا اگه فکر می‌کنیم کسی می‌تونست کاری برای بهبود اوضاع انجام بده و نداد، می‌شه متهمش کرد؟ آیا هرکدوم از ما بعدها می‌تونیم بگیم من به وظیفه‌ی خودم عمل کردم؟

پیش از این‌که کتاب به دستم برسه، مطلبی که مترجم کتاب نوشته بود، کنجکاوی منو تحریک کرد تا این کتاب رو بخونم، فکر کنم بد نباشه شما هم این مطلب رو مطالعه کنید. سال لویت، نمایشنامه نویس آمریکایی، این نمایشنامه رو بر اساس رمانی با نام اندرسون ویل نوشته‌ی مک‌کینلی کانتر نوشته که این رمان جایزه پولیتزر رو هم برنده می‌شه. از روی نمایشنامه‌ی سال لویت هم بعدا فیلمی ساخته می‌شه که جایزه امی رو می‌بره.

راستی انتهای کتاب یک نقشه از چیدمان صحنه قرار داره که می‌تونید قبل از مطالعه کتاب، نگاهی بهش بندازید تا بهتر موقعیت‌ها رو تصور کنید. البته این نقشه برای اجرای تئاتریه ولی حتما کمک خوبی برای خواننده‌ها هم خواهد بود.

◀️ #چند_سطر_کتاب
ویرز: بیکر، همه‌ی اسناد و مدارک لازم را در اختیار دارید ـ 
نگهبان: (فریاد می‌زند.) آقای دی. تی. چندلر.
بیکر: بله.
ویرز: از جمله مدارکی که نشان می‌دهند به نوجوان‌ترین زندانیان شمالی آزادی مشروط دادم ـ یادت است که چطور به آن‌ها اجازه دادم برای جمع‌آوری شاه توت از زندان خارج شوند ـ (چندلر وارد می‌شود. به سمت راست منشی می‌رود.)
بیکر: می‌دانم. (منشی از چندلر می‌خواهد سوگند یاد کند.)
ویرز: (مکث می‌کند.) اما فایده‌ای نخواهد داشت. (لحن آشفته‌ای دارد.) من باید بمیرم...بله...من باید بمیرم. (مکث می‌کند.) گناه اصلی من، بیکر ـ البته تو می‌دانی که چیست.
بیکر: چیست؟
ویرز: این که طرف بازنده را انتخاب کردم.
ص 39

📕)محاکمه‌ی اندرسون ویل/ سال لویت/ مترجم: #امین_مدی/ #نشر_نی/ 168صفحه/ قیمت: 14 هزار تومان

یادداشت از: کلیدر/ مهرنوش چمنی

▫️  t.me/klidar ▫️instaklidar  ▫️ klidar.ir



دیدگاه های شما