انهدام یک قلب

30 فروردین 1399


 

کتاب امروز یک مجموعه داستان آلمانی هست از نویسنده‌ی مشهور اتریشی آقای "استفان تسوایگ." ایشون تو دانشگاه فلسفه خوند اما بعد با سفر به نقاط مختلف دنیا چند زبان یاد گرفت و شروع به نوشتن کرد. بعدها آقای تسوایگ با روی کار آمدن حزب نازی در آلمان به بریتانیا پناهنده شد و در آخر هم به صورت غم‌انگیزی در تبعید خود‌کشی کرد.

اما "‌انهدام یک قلب" یکی از پنج داستان این کتابه و عنوان کتاب هم از  روی همین داستان انتخاب شده. موضوع داستان در مورد پیرمردی بیمار و ناتوانه که تمام عمرش برای خوشبختی همسر و تنها دخترش "الا" تلاش کرده، اما کم‌کم متوجه میشه دختر جوان و زیباش وارد یک رابطه‌ی پنهانی شده و همسر وفادارش هم به چیزی جز  پول اهمیت نمی‌ده. کم‌کم در جریان داستان، قلب این پدر از شدت اندوه و تنفر نابود و تخریب میشه و شخصیت دیگه‌ای پیدا می‌کنه. 
سراسر داستان مملو از خشم این پیرمرد به اطرافیانِ همسر و دخترش، و ناتوانی اون در ابراز این خشم هست. 

ممکنه از دیدگاه فمنیستی، داستان نگاه بدبینانه به خانم‌ها داشته باشه چون زن‌های این داستان مدام درحال عیاشی و فریب کاری‌اند و اهمیتی به رنج و عذاب این مرد بیچاره نمی‌دن!

البته کتاب داستان‌های دیگه‌ای هم داره که داستان "نامه‌ی یک زن ناشناس" هم واقعاً به دلم نشست!
و ناگفته نماند ترجمه‌ی خوب آقای نوابی، داستان‌ها رو روان و خواندنی کرده. 


◀️ چند سطر کتاب

برای آنکه دست تقدیر قلبی را به طور علاج‌ناپذیری خراب و ویران کند همیشه به ترس و جوش زیاد و نیروی شدید و وحشیانه نیازی نیست. گویی اراده‌ی سرکش و شکل‌دهنده‌ی تقدیر از ایجاد یک علت پوچ و بی‌معنی برای پریشان کردن و شکستن قلب آدمی لذت خاص می‌برد. در زبان نارسا و مبهم ما آدمیان این نخستین اتفاق بی‌اهمیت «علت تصادفی» نامیده می‌شود و با تعجب اهمیت جزئی ظاهر آن را با عواقب غالباً شگفت‌آوری که از آن حاصل می‌شود مقایسه می‌کنیم، ولی همان‌طور که یک بیماری با طرز علاجش آغاز نمی‌شود شروع سرنوشت انسان نیز با آشکار شدنش هم‌زمان و هم‌مکان نیست. سرنوشت همیشه قبل از آنکه از خارج روح انسان را تحت تأثیر قرار دهد بر ذهن و بر خون از درون اثر می‌گذارد. خود را شناختن دست‌کم نوعی از خود دفاع کردن است و بسیاری از اوقات بی‌فایده. ص5


▪️انهدام یک قلب، نویسنده: اشتفان تسوایگ، مترجم: #داود_نوابی، #نشر_نون، 216ص، قیمت: 35هزارتومان
#مجموعه_داستان



دیدگاه های شما