کلاغ کوکی

22 خرداد 1399


 

چه شروع مرموز و نفس‌گیری! اصلا کتاب باید همین‌جوری آدم رو میخ‌کوب کنه، بعدشم یک نفس با خودش ببره تا ته ماجرا.
"سرن"، توی ایستگاه قطار سرد و یخ‌زده منتظره تا قطار بیاد و اون رو به سمت سرنوشت مبهم‌ش ببره. اما پیش از رسیدن قطار با مردی آشنا میشه که باعث میشه دورنمای آینده، مرموزتر از قبل بشه. مسئولیتی که به گردن سرن میفته، عجیب و کمی ترسناکه، ولی آدم شجاع اونی نیست که نمی‌ترسه، اونیه که با ترس‌هاش کنار میاد.

روی سایت ناشر نوشته: «سرن» دختر یتیمی است که یتیم‎‌خانه را به مقصد ولز ترک می‎‌کند تا نزد پدرخوانده‎‌اش برود و با او زندگی کند. در ایستگاه قطار، مردی قد بلند، با ظاهری عجیب به او بسته‎‌ای می‎دهد. درون بسته، یک کلاغ کوکی شکسته است. سرن هنوز نمی‌‎داند که این عروسک کوکی شکسته به چه دردش می‌‎خورد. وقتی وارد عمارت بزرگ و خانه‎‌ی جدیدش می‎‌شود، متوجه می‎‌شود که خانه حالتی عادی ندارد و تمام اعضای آن‎‌جا بسیار مغموم‎‌اند.

◀️ چند سطر کتاب

سرن خمیازه‌ی دیگری کشید. آتش، ترق و تروق می‌کرد، آن قدر گرم و آرام که سرن چشم‌هایش را بست. برای لحظه‌ای همه‌چیز آرام بود. 
تا این که کسی سرفه کرد.
صدایش آهسته و خیلی ضعیف بود، اما باعث شد سرن از ترس ناگهان چشم‌هایش را باز کند. به آن طرف میز نگاه کرد و چنان جا خورد که سر جایش سیخ نشست.
یک مرد توی اتاق بود!
در گوشه‌ای از نیمکت روبه‌رو که توی سایه بود، درست توی تاریکی به عقب تکیه داده بود، به همین خاطر سرن نمی‌توانست درست او را ببیند. مردی قد بلند و لاغر با لباس‌هایی به سیاهی شب. کلاهی به سر داشت که چشم‌هایش را پوشانده بود، و با وجود این سرن می‌دانست که مرد دارد نگاهش می‌کند. روی پایش بسته‌ای بزرگ قرار داشت که توی روزنامه پیچیده و با طناب بسته شده بود. بسته را با هردو دستش محکم گرفته بود؛ انگشت‌هایش بلند و باریک بودند و روی یکی‌شان حلقه‌ای داشت که زمرد سبز رنگ رویش می‌درخشید.
ص14

📗کلاغ کوکی، کاترین فیشر، مترجم: #شبنم_حاتمی، #نشر_پرتقال، 152صفحه، چاپ دوم 1399، قیمت: 35هزار تومان
#رمان_نوجوان

عنوان اصلی: The Clockwork Crow
نویسنده: #Catherine_Fisher

 



دیدگاه های شما