داس مرگ

30 مرداد 1400


#کتاب_ماه_مرداد  #کلبه_کتاب_کلیدر
#داس_مرگ
نویسنده: #نیل_شوسترمن 
مترجم: #آرزو_مقدس

انتخاب شده توسط: #فاطمه_فخاری 

برایم این دنیای ترسیم شده با کلمات، جالب بود ... 
دنیایی مدرن که آدم‌ها نه پیر می‌شوند و نه بر اثر حوادث طبیعی یا کهولت سن می‌میرند
دنیایی که اگر هم چروک روی صورتت بنشیند و خبر از پیر بدهد، با اشاره‌ای چروک‌ها را محو و خود را چون نوجوانی سر زنده تغییر خواهی داد..
یا اگر حادثه‌ای رخ دهد، "نانیت‌های بدن" درمانگر تو هستند و این دنیایی‌ست مدرن، با پیشرفت‌های گسترده‌ی تکنولوژی که جامعه‌ی انسانی آن توسط سیستم رایانه‌ای "تادرهد" کنترل مي‌شود.
جامعه دیگر با مشکلاتی چون فقر، گرسنگی و... مواجه نیست اما هنر، عشق، درد و... در نظرشان بی معناست...

اما با تمام این وجود که ظاهرا "نیستی" در این جهان راه ندارد اما باز هم ترس از مرگ، خوره ایست که می‌لرزاند جان‌ها را...
البته که مرگ برای هر جامعه‌ای ضروریست تا دنیا در جریان باشد..
و مرگ در این دنیا تنها به دست داس‌هایی‌ست که همچون ما انسانند اما وظیفه‌ی کنترل جمعیت را به عهده دارند..
انسان‌هایی بی‌رحم یا سنگدل نیستند، فقط این وظیفه‌ی آنهاست..! وظیفه‌ای که هیچگاه با آن خو نگرفتند..!
در این میان دو نوجوان برای کارآموزی نزد داس‌ها انتخاب می‌شوند که در صورت عدم پذیرش این کارآموزی، جان خودشان ستانده می‌شود و در صورت پذیرش، به خانواده‌هایشان تا یک سال مصونیت بخشیده می‌شود، و خود تا هنگام سرپیچی نکردن از قوانین داس‌ها در امانند..

بخشی از کتاب📕
دست بی عِنان را بر تیغ مَنِه
بی پروایان و جسورانه را ز گله بِران،
که گر سگی به دندان گزیدن را به‌سانِ
عوعو سردادن دوست بدارد،
زاغِ مردارخواری است، بدسرشت، از روزگارانِ رفته 
این شعر یادم می‌آورد که با وجود آرمان‌های بلند‌پایه‌مان و تلاش برای دور نگه داشتن داسِ‌شهر از فساد و بدنامی، همواره باید گوش به‌زنگ باشیم، چون قدرت، به تنها بیماریِ به‌جا‌مانده آلوده است: ویروسی به نام طبیعت بشر.
"و اگر داس ها به کاری که می‌کنند علاقه‌مند شوند، برای همه‌مان نگران خواهم شد.."

📒داس مرگ، نیل شوسترمن،آرزو مقدس، #نشر_پرتقال، 89هزار تومان
 



دیدگاه های شما