کنار رودخانه پیدرا نشسنم و گریه کردم

06 شهریور 1400


#پیشنهاد_کتاب
📗 کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
✅ انتخاب: #روشنک_اسعدی

کتاب کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم یکی از آثار پائولو کوئیلو نویسنده‌ی پرطرفدار و درخشان برزیلی است که در اغلب آثارش به موضوع عشق و ایمان می‌پردازد. 
این کتاب در مورد دو دوست دوران کودکی است. پیلار زنی است 29 ساله، محزون و کسی که تا یک هفته قبل از روایتی که در این کتاب آمده زندگی یکنواختی داشته و دیروز، امروز و فردایش همگی مانند هم‌اند. 
پیلار در طول این سال‌ها به خوبی آموخته که چگونه احساساتش را دفع کند و دوستش نیز، برای دوری از مشکلات و دغدغه‌های زندگی به مذهب روی آورده است. 
وقتی بعد از یازده سال این دو دوست هم‌دیگر را باز میابند، تغییراتی در زندگی هر دوشان به وجود می آید... 
این کتاب سراسر امید است و عشق
 رنج است و خوشبختی 

قسمت‌هایی از کتاب:
_رنج زاده‌ی عشق است و انسان نماد عشق
_گاه رحمت ایزدی است ولی غالبا نتیجه برخورداری درست از مواهب است و 'لحظه' سحرانگیز دائما به ما کمک می‌کند تا تغییر کنیم و بهتر شویم و هدایت‌مان می‌کند تا  در جستجوی آمال و آرزوهای خود باشیم... 
رنج می‌بریم، از گذرگاه های سخت می‌گذریم ولی باید بدانیم که همه و همه‌ی چنین وقایعی، لحظات گذرا هستند و همه‌ی همه آن زمان‌ها، زمان‌های انتقالی بوده که هیچ اثر و علامتی از خود به جای نمی‌گذارند. کمی بعد با گذشت زمان می‌توانیم با عزت نفس و اعتماد، نگاهی به آنچه که در گذشته گذشت، داشته باشیم.

🔹کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم، #پائولو_کوئیلو، #حسین_نعیمی، #نشر_ثالث



دیدگاه های شما